اگر قرار باشد مت گالای ۲۰۲۶ را با یک تصویر به یاد آوریم، آن تصویر نه یک لباس خاص، بلکه مجموعهای از بدنها خواهد بود که هر کدام به اثری هنری تبدیل شده بودند. تم «مد، هنر است» از مهمانها نمیخواست فقط لباسهای زیبا بپوشند؛ از آنها میخواست نقش اثر هنری را ایفا کنند. همین موضوع باعث شد فرش قرمز امسال بیش از هر زمان دیگری به یک گالری زنده شباهت داشته باشد؛ گالریای که در آن مرز میان انسان، لباس و اثر هنری به شکلی کمسابقه از میان رفته بود.
نیکول کیدمن از جمله چهرههایی بود که این ایده را با ظرافتی کمنظیر به نمایش گذاشت. انتخاب او، بهجای تکیه بر جلوههای نمایشی اغراقآمیز، بر مفهوم وقار و جاودانگی استوار بود. لباس سفارشی شنل که توسط ماتیو بلیزی طراحی شده بود، بیش از آنکه یک پوشش باشد، یادآور پرترههای کلاسیک موزهها بود؛ آثاری که در آنها سوژه نه با حرکت، بلکه با سکون و حضور قدرتمند خود معنا پیدا میکند. کیدمن در طول سالهای حضورش در فرشهای قرمز بارها نشان داده که به جای تعقیب ترندهای زودگذر، به دنبال خلق تصویری ماندگار از خود است و مت گالای ۲۰۲۶ نیز از این قاعده مستثنی نبود.

در کنار او، حضور ساندی رز معنایی فراتر از یک نخستین حضور ساده داشت. در شبی که هنر و میراث فرهنگی محور اصلی گفتوگوها بود، حضور دختر نیکول کیدمن نمادی از انتقال نسلها به شمار میرفت. لباس صورتی دیور او تضادی دلنشین با فضای مفهومی و گاه سنگین مراسم ایجاد میکرد. این انتخاب نه تلاشی برای رقابت با ستارگان حاضر، بلکه اعلام حضوری آرام و حسابشده بود؛ حضوری که بیش از هر چیز بر جوانی، طراوت و آینده تأکید داشت.

اما یکی از شخصیترین روایتهای شب را ونوس ویلیامز رقم زد. لباس مشکی پوشیده از کریستالهای سواروسکی او صرفاً یک اثر درخشان برای جلب توجه نبود، بلکه ارجاعی مستقیم به پرترهای بود که چند سال پیش از او خلق شده بود. در جهانی که اغلب ورزشکاران زن ناچارند میان هویت ورزشی و هویت زیباییشناسانه خود یکی را انتخاب کنند، ونوس ویلیامز هر دو را در کنار هم قرار داد. او با این انتخاب نشان داد که بدن یک قهرمان ورزشی نیز میتواند موضوع هنر باشد؛ همانقدر الهامبخش و ارزشمند که سوژههای کلاسیک نقاشی و مجسمهسازی.

و سپس نوبت به بیانسه رسید؛ ستارهای که تقریباً در هر مراسمی موفق میشود لحظهای تاریخی خلق کند. لباس طراحیشده توسط الیویه روستینگ، با ساختاری شبیه اسکلت پوشیده از الماس، یکی از وفادارترین تفسیرها از تم شب بود. این لباس در سطحی ظاهری، بدن انسان را به نمایش میگذاشت، اما در لایهای عمیقتر درباره شکنندگی و قدرت سخن میگفت. اسکلت، نماد مشترک تمام انسانهاست؛ ساختاری پنهان که زیر تفاوتهای ظاهری قرار دارد. تبدیل این ساختار به شبکهای از الماس، نوعی بازآفرینی شاعرانه از بدن بود؛ گویی طراح قصد داشت درونیترین بخش انسان را به گرانبهاترین عنصر لباس تبدیل کند. حضور بلو آیوی و جی-زی در کنار او نیز این روایت را کاملتر میکرد؛ تصویری خانوادگی که در میان شکوه و تجمل مراسم، نوعی صمیمیت انسانی را حفظ کرده بود.

آنچه مت گالای ۲۰۲۶ را از بسیاری از دورههای پیشین متمایز میکرد، همین فاصله گرفتن از نمایش صرف ثروت و تجمل بود. بسیاری از مهمانان تلاش کردند به جای خلق لباسهایی صرفاً پرزرقوبرق، داستانی تعریف کنند. لباسها به رسانهای برای گفتوگو درباره تاریخ هنر، بدن، هویت، شهرت و حتی میراث فرهنگی تبدیل شدند. به همین دلیل، فرش قرمز امسال بیش از آنکه به نمایشگاهی از لباسهای لوکس شباهت داشته باشد، یادآور موزهای بود که آثارش به جای دیوارها، بر تن انسانها قرار گرفته بودند.
ترندهای مت گالای 2026
اما چمبرلین برای حضور در این مراسم، لباسی سفارشی از برند Mugler به تن داشت.

آنا ویانت با لباسی صورتیِ ملایم از برند مارک جیکوبز و کفشهایی قرمز با رنگی متضاد روی فرش قرمز ظاهر شد.

ریحانا لباسی مهرهدوزیشده از برند مِزون مارژیلا را که توسط گلن مارتنز طراحی شده بود به تن داشت؛ در حالی که ایسَپ راکی کتوشلواری سفارشی از برند شنل با ترکیب رنگهای مشکی و صورتی پوشیده بود که طراحی آن را متیو بلازی بر عهده داشت.


تام براون طراح منتخب چیس اینفینیتی برای این مراسم بود. او همچنین از جواهرات برند مارلی استفاده کرده بود.

کری مولیگان یک لباس سفارشی قرمز و سفید از برند پرادا به تن داشت و از جواهرات برند تیفانی اند کو استفاده کرده بود.

کانر استوری برای این مراسم، یک استایل سفارشی از برند سن لوران به تن داشت.

آدری نونا با لباسی از برند رابرت وون در مراسم حاضر شد.

